|
فروي دياري در دل كوير | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
شهر دارالمؤمنان وصالحان است فرخي هم تبارِ سرزمين جاودان است فرخي شهر دين ومسجد وهم شيعيانِ مرتضي بانماز و باديانت، مردمان است فرخي شهر عشق ومهرولطف وباصفا و بي ريا باعطوفت مردمان،آرامِ جان است فرخي شهر طلابِ شهير و پيروان اهل بيت(ع) مهد فضل وعالمان وزاهدان است فرخي شهر دانشگاهيان با سواد و پر تلاش مملواز دانش پژوهان جوان است فرخي شهر مردان غيور و انقلابي با نظام باولايت هم صداو هم رهان است فرخي شهر رزم وجبهه و پيكارِِِ با خصم زبون باشجاعان و دليرانِ زمان است فرخي شهررنّاس ونخيل وهم قنات وكشت وزرع بامرام و باصفا، پيرمردان است فرخي شهر مردان و زنان با كمال و با وفا باعفاف و بانجابت ،دختران است فرخي صفا از عشق سوزان وتب وتابِ وطن مي سرايد زانكه آن دارالامان*است فرخي مصطفي رئيسي(صفا) اسفندماه ۱۳۸۸ .................................................................................................. *در زمان آیات عظام مرحومین حاج سیدمیرزا و فرزندش سیدنصرالله قاضی هرکس به فرخی ناهنده می شد در امامن بود بدین جهت فرخی را در قدیم درالامان می نامیدند [ سه شنبه چهارم مرداد 1390 ] [ 9:3 ] [ محمودرضارحماني ]
کامران نجف زاده، خبرنگار مطرح صدا و سیما به دیدار خانواده شهید مصطفی احمدی روشن رفت. او از دیدار شب گذشته خود با خانواده این شهید 32 ساله خبری 2 خطی اما تکان دهنده بیرون آورد.
نجف زاده این خبر را در مطلبی با عنوان "با گذشت اين همه روز..." در وبلاگش منتشر کرده و نوشته است: خبرنگاري يادم رفت وقتي ديشب فهميدم پسر چهار ساله شهيد مصطفي احمدي روشن، هنوز خبر ندارد پدر را شهيد کرده اند. پسر را فرستادند خانه خاله، سراغ بابا را نگيرد.
شهید مصطفی احمدی روشن معاون سایت هسته ای نظنز و از نخبگان شیمی کشورمان چند روز پیش در اثر یک حمله تروریستی به شهادت رسید. رسانه ها و محافل غربی و صهیونیستی اذعان کردند که این ترور کار موساد و سیا بوده است.
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 0:0 ] [ محمودرضارحماني ]
با پايان زمان قانوني ثبت نام انتخابات، 11داوطلب نمایندگی انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در شهرستان هاي نايين و خوروبيابانك ثبت نام کردند به گزارش خبرگزاري اينا، طی هفته گذشته در مهلت مقررثبت نام از کاندیدای نهمین دوره مجلس شورای اسلامی تعداد 11نفر نامزدهای انتخاباتی با ثبت نام در سامانه جامع انتخابات رسما حضور خود را به عنوان نامزد نهمین دوره مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه نايين-خوروبيابانك اعلام کردند.
از داوطلبين عزيز خواهشمنديم در صورتي كه مغايرتي در اطلاعات درج شده وجود داشته و يا مي خواهند مشخصات خود را تكميل تر نمايند، با ما تماس بگيرند. همچنين در آينده اي نزديك رزومه اي از تمامي عزيزان در سايت درج خواهد شد كه از داوطلبان گرامي مي خواهيم كه در اين رابطه نيز با ما تماس حاصل فرمايند. [ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 22:45 ] [ محمودرضارحماني ]
http://esfahan.irna.ir/Display.aspx?NID=130765000 سایز بزرگتر عکس ها را در آدرس بالا ببینید [ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 13:19 ] [ محمودرضارحماني ]
هرهفته مراسم پرفیض دعای كمیل و دید و بازدید همشهریان عزیز در منازل یكدیگر در طول سال برگزار مي شود كه در دو ماه محرم و صفرنیز حال و هوای مراسمهای هیئت فرق می كند و یاد و عزاداری سالار و سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله (ع)الحسین وهفتاد دو یار باوفایش را گرامی داشته مي شود .در این جا از مراسم ماه صفر كه مصادف باشهادت دردانه ابی عبدالله حضرت رقیه (س)درمنزل آقای اسحاق رحمانی درمورخ 8/10/90 (و سفره حضرت رقیه طبق سنوات گذشته منزل محمد خادمي و روز یكشنبه منزل آقای مهدی صفار ویژه خواهران )و پنجشنبه مورخ15/10/90 منزل خادمی ساعت 30/7 ، تلاوت آیاتی از قران كریم ،زیارت پرفیض عاشورا و دعای كمیل وسخنرانی طلبه عزیز در یزد آقای شیخ علیرضا خادمی و ذكر مصیبت اهل بیت با مداحی آقای محسن رحمانی و نوحه خوانی محمد خادمي ومیثم رحمانی عكس هايي آمده است
ادامه مطلب [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 22:50 ] [ محمودرضارحماني ]
در زمان حيات پربرکت حضرت امام خميني هزاران نامه از سراسر جهان بويژه از کشور عزيزمان به دفتر معظم له رسيده است که ايشان در حد مقدور به بسياري از آنها پاسخ داده اند.
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از مرکز خبر حوزه ،يکي از اين نامهها، نامه خواهري از اهالي کوهدشت لرستان است که با پول و دست خود ژاکتي براي حضرت امام بافته و به ايشان تقديم کرده است. خانم مهين محمدي از شهروندان کوهدشت لرستان در مورخه 19/11/61 خطاب به پير جماران اين گونه مينويسد: "بسمه تعالي" محضر مبارک امام عزيز: سلام عليکم. "راستي اين چه روزي است فکر ميکنم خواب ميبينم و اصلا باورم نمي شود چنين روزي را که امام اين پيرجماران. نامه ام را بخواند و هديه ناقابلم را بپذيرد. " اي خدا من ميتوانم اين سعادت را داشته باشم؟ امام عزيز! اينک با پول خود و با دست خود برايت ژاکتي بافتم به اين اميد که وسيله اي باشد در قيامت شاهد بگيرم که اي خدا من، امام عزيز را و نائب امام زمانت را دوست دارم. تو روا مدار دستي که براي اين امام ژاکت بافته از درگاهت نااميد برگردد. امام عزيز از شما خواهش ميکنم که اين هديه ناقابل را که فرسنگها راه طي نموده بپذيري و دلم را نشکني زيرا که آرزو دارم. ولي امام جان دوست دارم چنانچه قابل استفاده نبود، حداقل يک بار هم که شده ژاکت را تن کني و آن را تبرک کني که مايه افتخار من است. امام عزيز، خواهش ديگري هم دارم. اگر لطف نموده بوسيله خط خودتان چند کلمه اي برايم بنويسي، بي نهايت فرزندت را خوشحال ميکني و خدا را خيلي شکر ميکنم و وصيت ميکنم که آن چند کلمه را در قبرم همراه با خودم دفن کنند. "التماس دعا" "دخترت مهين محمدي" * پاسخ امام خميني(ره) ![]() بسمه تعالي دخترم؛ نامه محبت آميز شما با هديه ارزشمندي که با دست خود بافته ايد، واصل شد. از ارزشهاي معنوي اين نحو هديهها بايد ياد کرد که آن ارزشها نزد خداوند متعال ثبت ميشود. خداوند تعالي امثال شما فرزندان متعهد را براي اسلام حفظ و افزون نمايد، و ماها و شماها را با رحمت خويش قرين فرمايد. والسلام عليک و رحمة الله 10 جمادي الاولي 1403- روح الله الموسوي الخميني * و اما 20 سال بعد ... خانم مهين محمدي به همراه همسرشان از کوهدشت عازم تهران هستند که در يک سانحه ي دلخراش رانندگي او و دو فرزندش در دم جان ميدهند وهمسرشان «علي» راهي بيمارستان ميشود واز اين حادثه جان سالم به در ميبرد. خانم بتول محمدي ،خواهرمرحومه محمدي نقل ميکند، خانواده ما از اين مصيبت سنگين بسيارمتاثر بود و شب اول قبر تا صبح، کنار قبر آن عزيزان از دست رفته به گريه و زاري و خواندن قرآن و دعا مشغول بوديم. تا اين که نزديکيهاي صبح براي لحظاتي به خواب فرو رفتم، خواهرم را ديدم که با لحني نگران و عصباني چيزي را از همسرشان درخواست ميکردند، و مرتب تکرار ميکرد که من از همسرشان بگيرم و برايش بفرستم. بيدار شدم و چيزي نگفتم ، و دوباره به خواب فرو رفتم و باز هم ايشان را ديدم که هم چنان با سماجت و نگراني به من اصرار ميکرد و ميگفت از علي(همسرشان) بگير و برايم بياور،! وقتي بيدار شدم احساس کردم، بايد مطلب را بگويم، موضوع را با مادرم در ميان گذاشتم، بلافاصله با همسرشان تماس گرفتند؛ و ماجراي خواب مرا براي او تعريف کردند، علي آقا که در اين حادثه مجروح و در بيمارستان بستري بود گفت؛ همسرم سالها پيش، نامهاي به امام (ره) نوشته و جواب دريافت نموده و وصيت کرده بود که دست خط حضرت امام(ره) را به منظور شفاعت به همراهشان دفن کنند. بدين طريق از جريان نامه و وصيت ايشان باخبر شديم، و موضوع را با يکي از روحانيون معزز در ميان گذاشتيم و گفت، چون وصيت کرده، بايد نامه همراه ميت دفن شود، به هر نحوي که بود نامه را پيدا کرده و با ايجاد شکافي کوچک آن را در قبر مرحومه مهين محمدي قرار داديم، پس از مدتي به خواب من آمده وگفت: من که بايد ميرفتم! الان از هفت مرحله به راحتي گذشتم ... پاسخ حضرت امام(ره) عيناً درج ميگردد. ![]() [ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 10:17 ] [ محمودرضارحماني ]
شِكوه غـمي دردل نـهـان دارم كه سـنگـين است حجابش غـرق درخون گشت ورنگين است كـــجـا گـــويم غــــم پـــوشـيـده در دل را اگــــر گــويـم فــزون ســازد غــم دل را چــو مـولامـان عـلي(ع) در چـاه بايد گفت بـــه يــاران بـقــا در راه بــــايــد گـــفـت بـه رهــبـر شــِكـوه بـايـد كــرد در پـنهان بـه دور از چـشـم نامـحـرم ، ز بي باكان مـــگر ره را نــمـي دانـنـد ايــن خــوبـان بــه راه كـــج چــرا رفــتـنـد ره جـويـان مــگر رهــبـر بــه راه حــق نـمـي خـواند دوئــيـّت را ز خــود خــواهـي نـمي داند چـرا هـركـس بــراي خــود زنــد ســازي كـجـا بـــاشــد ز كـردارت خــدا راضـي چـــرا افــعــال مـــا رنــگ ريــــا دارد مـــقـامـي در مـــســلـمـانـي كــجــا دارد چــنـيـن مـشـغـول دنـيا كـي شـدي اي دل چـرا گـشـتي تـو از فــرمـان حــق غـافـل تـجـمّـل از كــجـا شــد وجـهـه ي هــمّـت روا بــاشـد كـه حـــق بــنـدد در رحــمـت شــهـيـدي گــر بـَرآرد سـر، چه مي گويد وصـــيّــتـنـامـه اش را در كــجـا جــويــد ســفـارشــهـاي آنـان را عـمل كـن ، هان بــراي وحــــدت امــــّت فــدا شــد جــان امـــام مـا چـــنـيـن فـــرمـود از وحــدت كــلــيـد و رمـــز پــيــروزيّ ايـــن امــت چــرا بــا دشـمـن دون هــم صـدا گـشتي زكـشـتي بــان بــريـدي ، نــاخـدا گـشـتي ز دشـمـن انـتـظـار خـيـر نـتـوان داشـت چـو گــُل خواهي گـياهِ خار نـتوان كاشت مــقـلـّد شــو اگـر ره را تــو نــشـنـاسـي بـه تـقـوا رو نــما شــايـد كــه بـشـنــاسـي بـرو پــروانـه شـو در مـحـضر رهـبـر كــه آگــاهـي دهـد مـا را ز خــيـر و شــر بـه خـود بـرگرد و بـا رهـبـر بشو همدل خــودي گـر با خـودي باشد هـدف حاصل چــو ره را بـا چـــراغ عـــلـم پــيمـودي زاخـلاص خـمـيـني(ره) چـشـمـه بـنمودي بـه مـظـلـومـان عــالـم هــمـنـوا گــردي بــــراي درد مـــحــرومـان دوا گــــردي (رئـيسی) را تو مي بخشي ازاين مطلب كـه كـار او دعــا بــاشـد بـه روز و شــب گرگان - علي رئيسي برگرفته از وبلاگ "صفاي فروي " [ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 23:25 ] [ محمودرضارحماني ]
هر چند مدتی از تاسوعا و عاشورا گذشته ولی یک نکته همیشه ذهن من را مشغول کرده بود که امروز به نوعی برای شما بازگو می کنم : همه ما قطعا داستان حضرت ابراهیم (ع) و فرزندش اسماعیل را شنیده ایم که چگونه به قربانگاه برد و در مجموع به امر پروردگار قوچی ظاهر و به جای آن بزرگوار قربانی شد . اما در عاشورا و بعد از آن چه گذشت ؟ حضرت ابراهيم با بردن فرزندش به قربانگاه به چنان جايگاه غيرقابل وصفي در درگاه الهي مي رسد پس امام سوم شيعيان با بردن اهل بيت پيغمبر (س) و قرباني فرزندان خودش ، برادرش و فرزندان برادرش چه جايگاه والايي خواهد يافت در درگاه حق تعالي . البته همه ما بارها و بارها از کودکی حوادث و اتفاقات آن دوره را شنیده ایم ؛ امام حسین (ع) نوه پیامبر خاتم حضرت محمد (ص) که بارها به عنوان اهل بیت ایشان از سوی تمامی مسلمانان معرفی شده با آن وضع فجیع به شهادت می رسد اما نکته من اینجاست که مظلومیت این امام بزرگ تا چه حد است . امام حسین (ع) با آن همه عظمت و جایگاه رفیعش در درگاه الهی از سوی چند ده هزار منافق دعوت می شود که در ادامه نه تنها به وی خیانت می کنند بلکه وی و تعداد زیادی از خانواده اش را به شهادت رسانده و به اهل بیت بزرگوارش آن همه بی حرمتی روا می دارند که زبان از بیانش شرم دارد . در ادامه آنچه برايم غيرقابل درك است صبر و تحمل يك زن در اين حوادث است بانويي كه از ابتداي زندگي با سختي هاي فراواني دست به گريبان بوده ... در کنار همه اینها عظمت حضرت زینب (س) که الحق والانصاف مصداق الگوگیری از پیامبر (ص) و حضرت زهرا(س) - و البته اگر اغراق نکنم کمی بالاتر در صبر و تحمل آلام دنیوی - است بسیار عجیب است . مروری بر شروع زندگی فرزند پاک حضرت زهرا (س) ، زینب کبری (س) عظمت ایشان را ماورای درک بشر نشان می دهد : در کودکی آلام مادر را می بینند و سپس بی وفایی اطرافیان پیامبر (ص) و بعد از آن وفات مادر و در این برهه به گونه ای همچون مادرش ام ابیها و ام اخیها می شوند . در ادامه تنهایی و مظلومیت پدرش امیرالمومنین و در ادامه شهادت ایشان با اوصافی که در تاریخ آمده که از این زمان به عنوان مخزن الاسرار برادرانش حسن و حسین (علیما السلام ) و حتی حضرت عباس می شوند . اما مدتی بعد مظلومیت امام حسن (ع) به عنوان برادر بزرگتر را در خانه و جامعه منافق آن روز می بینند و سپس شهادت وی و تیرباران پیکر مطهر برادر . حالا تنها حسین (ع) برایش مانده به همین دلیل از زندگی دل می کند و در پی برادر به راه می افتد و دوشادوش برادر به سمت کربلا ، معراج عاشقان ملکوتی حرکت می کند هر چند که از آینده خبر دارد ... از اینجا تلخ ترین صحنه های زندگی سراسر مشقت این بانوی صبور اسلام آغاز می شود : شهادت یاران برادر و تنها شدن دردانه پدر حسین پیغمبر ، شهادت فرزندانش ، شهادت برادرزاده ها ، شهادت برادر و علمدار لشکر برادرش و سرانجام شهادت امام زمانش برادرش حسین (ع) با آن اوصاف عجیب و خیانت های کفار زیرلباس اسلام که سر از تن فرزند پیغمبر جدا کردند و استخوانهایش را زیر سم اسبانشان شکستند چه دردآور است این صحنه های وحشتناک که قومی وحشی بر سر آل رسول الله آوردند ... در ادامه رسالت پیک و نادي عاشورا آغاز می شود تازه از اینجا صبر زینب ، صبر عالمگیر می شود و به قولی اگر صبر و ندای زینب نبود اکنون کربلا و عاشورایی نبود ... دردهايي كه از اينجا حضرت زينب (س) مي كشند بيانگر عظمت و بزرگي ايشان است كه نشان مي دهد از روحي فراتر از ما انسانهاي خاكي دارد : حضور بر بالاي پيكر بي سرعزيزترين يار و ياورش ، بيمارداري و حفاظت از امام زمانش حضرت سجاد(ع) ،پاسداري واقعي از اهل بيت رسول ا... ، يارو يار و غمخوار دردانه هاي امام حسين (ع) و ياران ايشان ، محرم رازهاي ناگفته حضرت رقيه ۳ساله و حضرت سكينه (س) ، التيام بخش دردهاي دل كاروان غم پرور كربلا ، سپر بلاي كودكان يتيم در جمع كفار ، منافقين و يهوديان شام و مسيرهاي بين راه و ... .
اما با تمام اين دردها رسالتش را فراموش نكرد و در مجلس شام ، شام را بر يزيد و يزيديان آنچنان حرام كرد كه ديگه تاب و توان پاسخ را از كفار گرفت و چوب خيزان يزيد را به بلاي جان و همچون شمشيري زهرآگين براي او مبدل كرد كه تاريخ با اين روايت ماندگار فرزند (امام زين العابدين) و خواهر سالار و سرور شهيدان عالم ، گواهي بر حقانيت و البته مظلوميت اهل بيت (س) در كربلا و در طول تاريخ دارد . و اين چنين بايد باشد رسالت زنان ، دختران ، همسران و خواهران ما ....... البته همه اينها صرفا سئوالي بود كه مي خواهم نظر دوستان را درباره آن بدانم ... [ دوشنبه پنجم دی 1390 ] [ 14:51 ] [ محمودرضارحماني ]
درباره فلسفه گریه و اشک برای ائمه معصومین(ع) بویژه برای امام حسین(ع) و یارانش در واقعه کربلا، دلایل و مطالب زیادی نقل و منتشر شده اما بیانات رهبر معظم انقلاب در این باره، بسیار روشنگر، روان و گویاست.
ایشان در سخنانی در این باره به سوال "چرا ماتم و اشک؟" پاسخ روشنی داده اند و "جنبه نمادین و حقیقی عزاداری" برای حضرت اباعبدالله(ع) را تشریح کرده اند.
رهبر انقلاب این سخنان را به مناسبت سالروز قیام نوزدهم دیماه در سال ۸۶ و در دیدار اقشار مختلف مردم قم بیان کرده اند: "میگویند چرا ماتم و گریه و اشک را در بین مردم رواج میدهید؟ این ماتم و اشک براى ماتم و اشک نیست، براى ارزشهاست. آنچه پشت سر این عزاداریها، بر سر و سینه زدنها، اشک ریختنها وجود دارد، عزیزترین چیزهائى است که در گنجینهى بشریت ممکن است وجود داشته باشد؛ او همان ارزشهاى معنوىِ الهى است. اینها را میخواهند نگه دارند که حسینبنعلى مظهر این ارزشها بود. یادِ آنهاست؛ زنده نگه داشتن آنهاست. و ملت اسلام اگر نام حسین را و یاد حسین را زنده نگه بدارد و آن را الگو قرار بدهد براى خود، از همهى موانع و مشکلات عبور خواهد کرد. لذاست که ما در انقلاب اسلامى، در نظام جمهورى اسلامى از صدر تا ذیل، همه - مردم، مسئولین، بزرگان، شخص امام بزرگوار ما - بر روى مسئلهى امام حسین و مسئلهى عاشورا و همین عزاداریهاى مردمى، تکیه کردند و جا دارد. این عزاداریها جنبهى نمادین دارد، جنبهى حقیقى هم دارد؛ دلها را نزدیک میکند، معارف را روشن میکند." رهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از سخنان خود بار دیگر بر موضوع "بصیرت" تاکید و خاطرنشان می کند: جنبهى عاطفى آن(عزاداری ها) هم تأثیرگذارِ بر روى عواطف و احساسات همهى مردم است. جنبهى عمقى و معنوى آن، صاحبان فکر و بصیرت را آگاه میکند؛ روشن میکند. بنده بارها در طول این سالها این جملهى امیرالمؤمنین (علیهالصّلاةوالسّلام) را عرض کردهام که فرمود: «ألا لا یحمل هذا العلم إلّا أهل البصر والصّبر»؛ این پرچم - پرچم انسانیت، اسلام، توحید - را آن کسانى که داراى این دو خصوصیتند، میتوانند بر دست بگیرند و بلند نگه دارند؛ «البصر والصّبر»؛ بصیرت و استقامت. امام حسین (علیهالسّلام) مظهر بصیرت و استقامت است." فایل صوتی سخنان رهبر انقلاب اینجا [ دوشنبه هفتم آذر 1390 ] [ 14:36 ] [ محمودرضارحماني ]
در آستانه محرم ، ماه ماندگاری اسلام واقعی است ؛ ماهی که به ما می آموزد زیر بار ذلت نرویم و دین خود را به دنیا نفروشیم به همین مناسبت مطلبی نو با محتوایی مربوط به همین ماه دیدم که خواندن آن خالی از لطف نیست :
شخصي مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد
راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 سنت اضافه تر می دهد!
می گفت : چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی ... مدتی گذشت و به مقصد رسیدیم . موقع پیاده شدن ، راننده سرش را بیرون آورد و گفت : آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟ گفت : می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم . با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم! تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد . من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم!! [ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 10:34 ] [ محمودرضارحماني ]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
RSS
|