هر چند مدتی از تاسوعا و عاشورا گذشته ولی یک نکته همیشه ذهن من را مشغول کرده بود که امروز به نوعی برای شما بازگو می کنم :

همه ما قطعا داستان حضرت ابراهیم (ع) و فرزندش اسماعیل را شنیده ایم که چگونه به قربانگاه برد و در مجموع به امر پروردگار قوچی ظاهر و به جای آن بزرگوار قربانی شد .

اما در عاشورا و بعد از آن چه گذشت ؟

حضرت ابراهيم با بردن فرزندش به قربانگاه به چنان جايگاه غيرقابل وصفي در درگاه الهي مي رسد پس امام سوم شيعيان با بردن اهل بيت پيغمبر (س) و قرباني فرزندان خودش ، برادرش و فرزندان برادرش  چه جايگاه والايي خواهد يافت در درگاه حق تعالي .

البته همه ما بارها و بارها از کودکی حوادث و اتفاقات آن دوره را شنیده ایم ؛ امام حسین (ع) نوه پیامبر خاتم حضرت محمد (ص) که بارها به عنوان اهل بیت ایشان از سوی تمامی مسلمانان معرفی شده با آن وضع فجیع به شهادت می رسد اما نکته من اینجاست که مظلومیت این امام بزرگ تا چه حد است .

امام حسین (ع) با آن همه عظمت و جایگاه رفیعش در درگاه الهی از سوی چند ده هزار منافق دعوت می شود که در ادامه نه تنها به وی خیانت می کنند بلکه وی و تعداد زیادی از خانواده اش را به شهادت رسانده و به اهل بیت بزرگوارش آن همه بی حرمتی روا می دارند که زبان از بیانش شرم دارد .

در ادامه آنچه برايم غيرقابل درك است صبر و تحمل يك زن در اين حوادث است بانويي كه از ابتداي زندگي با سختي هاي فراواني دست به گريبان بوده ...

در کنار همه اینها عظمت حضرت زینب (س) که الحق والانصاف مصداق الگوگیری از پیامبر (ص) و حضرت زهرا(س) - و البته اگر اغراق نکنم کمی بالاتر در صبر و تحمل آلام دنیوی - است بسیار عجیب است .

مروری بر شروع زندگی فرزند پاک حضرت زهرا (س) ، زینب کبری (س) عظمت ایشان را ماورای درک بشر نشان می دهد :

در کودکی آلام مادر را می بینند و سپس بی وفایی اطرافیان پیامبر (ص) و بعد از آن وفات مادر و در این برهه به گونه ای همچون مادرش ام ابیها و ام اخیها می شوند .

در ادامه تنهایی و مظلومیت پدرش امیرالمومنین و در ادامه شهادت ایشان با اوصافی که در تاریخ آمده که از این زمان به عنوان مخزن الاسرار برادرانش حسن و حسین (علیما السلام ) و حتی حضرت عباس می شوند .

اما مدتی بعد مظلومیت امام حسن (ع) به عنوان برادر بزرگتر را در خانه و جامعه منافق آن روز می بینند و سپس شهادت وی و تیرباران پیکر مطهر برادر .

حالا تنها حسین (ع) برایش مانده به همین دلیل از زندگی دل می کند و در پی برادر به راه می افتد و دوشادوش برادر به سمت کربلا ، معراج عاشقان ملکوتی حرکت می کند هر چند که از آینده خبر دارد ...

از اینجا تلخ ترین صحنه های زندگی سراسر مشقت این بانوی صبور اسلام آغاز می شود : شهادت یاران برادر و تنها شدن دردانه پدر حسین پیغمبر ، شهادت فرزندانش ، شهادت برادرزاده ها ، شهادت برادر و علمدار لشکر برادرش و سرانجام شهادت امام زمانش برادرش حسین (ع) با آن اوصاف عجیب و خیانت های کفار زیرلباس اسلام که سر از تن فرزند پیغمبر جدا کردند و استخوانهایش را زیر سم اسبانشان شکستند چه دردآور است این صحنه های وحشتناک که قومی وحشی بر سر آل رسول الله آوردند ...

در ادامه رسالت پیک و نادي عاشورا آغاز می شود تازه از اینجا صبر زینب ، صبر عالمگیر می شود و به قولی اگر صبر و ندای زینب نبود اکنون کربلا و عاشورایی نبود ...

دردهايي كه از اينجا حضرت زينب (س) مي كشند بيانگر عظمت و بزرگي ايشان است كه نشان مي دهد از روحي فراتر از ما انسانهاي خاكي دارد :

حضور بر بالاي پيكر بي سرعزيزترين يار و ياورش ، بيمارداري و حفاظت از امام زمانش حضرت سجاد(ع) ،پاسداري واقعي از اهل بيت رسول ا... ، يارو يار و غمخوار دردانه هاي امام حسين (ع) و ياران ايشان ، محرم رازهاي ناگفته حضرت رقيه ۳ساله و حضرت سكينه (س) ، التيام بخش دردهاي دل كاروان غم پرور كربلا ، سپر بلاي كودكان يتيم در جمع كفار ، منافقين و يهوديان شام و مسيرهاي بين راه و ... .

اما با تمام اين دردها رسالتش را فراموش نكرد و در مجلس شام ، شام را بر يزيد و يزيديان آنچنان حرام كرد كه ديگه تاب و توان پاسخ را از كفار گرفت و چوب خيزان يزيد را به بلاي جان و همچون شمشيري زهرآگين براي او مبدل كرد كه تاريخ با اين روايت ماندگار فرزند (امام زين العابدين) و خواهر سالار و سرور شهيدان عالم ، گواهي بر حقانيت و البته مظلوميت اهل بيت (س) در كربلا و در طول تاريخ دارد .

و اين چنين بايد باشد رسالت زنان ، دختران ، همسران و خواهران ما .......

البته همه اينها صرفا سئوالي بود كه مي خواهم نظر دوستان را درباره آن بدانم ...